۲۶ نتیجه برای گلمحمدی
رستم گلمحمدی، مسعود شفیعی مطلق، مهدی جمشیدی راستانی، نسیم سلیمی، زهرا ولی زاده،
دوره ۱، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۳ )
چکیده
زمینه و هدف: روشنایی مطلوب یکی از مهمترین عوامل بهینهسازی شرایط فیزیکی اماکن مختلف بهویژه محیطهای کاری و عمومی نظیر بیمارستانها است. مطالعه حاضر باهدف ارزیابی شدت روشنایی عمومی، موضعی و محوطهای بیمارستانهای شهر همدان صورت گرفت .
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی که در سال ۱۳۸۵ انجام شد، روشنایی مصنوعی عمومی، موضعی و محوطهای در هفت بیمارستان شهر همدان موردبررسی قرار گرفت. شدت روشنایی بیمارستانها در ساعات اولیه شب، مطابق روش پیشنهادی IESNA توسط دستگاه لوکس متر مدل Lutron-Lx۱۰۲ اندازهگیری شد. پارامترهای مؤثر در کیفیت روشنایی نظیر رنگ دهی چراغها، تناسب فنی طراحی و یکدستی روشنایی بررسی گردید. نتایج مطالعه توسط نرمافزار SPSS ۱۳ تجزیهوتحلیل شد .
یافتهها: نتایج نشان داد متوسط شدت روشنایی عمومی داخل بناها Lx (۴۶/۹۷) ± ۹۰/۴۴ بود که از میزان توصیهشده کشوری کمتر بود. بیشترین و کمترین شدت روشنایی عمومی داخلی در بخشهای مختلف بیمارستان به ترتیب در ایستگاه پرستاری و آزمایشگاهها بود. متوسط شدت روشنایی محوطهای Lx (۲/۵۳) ± ۹۲/۴۷ و متوسط شدت روشنایی موضعی Lx (۶۰/۲) ± ۱۳۱/۵ بود که از میزان توصیهشده کمتر بودند. بیشترین شدت روشنایی موضعی در آزمایشگاهها و کمترین آن در اتاق بستری، معاینه و تزریقات بود. ۶/۹۰% سامانههای روشنایی عمومی داخلی، ۳/۸۳% سامانههای روشنایی محوطهای و ۱۰۰% سامانههای روشنایی موضعی بیمارستانها طراحی قابل قبولی نداشتند .
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه متوسط شدت روشنایی مصنوعی عمومی، موضعی و محوطهای در بیمارستانهای شهر همدان کمتر از حد توصیه شده است و برای تأمین روشنایی مطلوب در بیمارستانها بر لزوم اجرای اقدامات اصلاحی نظیر طراحی مجدد و اصلاح سامانههای روشنایی تأکید میشود.
رستم گلمحمدی، ایرج محمدفام، مسعود شفیعی مطلق، ابراهیم درویشی، اکرم مرتضایی، فائزه عزیزیان،
دوره ۱، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۳ )
چکیده
زمینه و هدف: آزمایشگاههای مراکز آموزشی نظیر دانشگاهها به دلیل دارا بودن انواع گوناگونی از مواد و تجهیزات دارای ریسک بالایی به لحاظ حریق میباشند. هدف مطالعه حاضر ارائه طرح بهبود ایمنی حریق در آزمایشگاه های یک واحد آموزش دانشگاهی مبتنی بر طراحی سامانه کشف، اعلام و اطفاء حریق خودکار بوده است.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی- تحلیلی کاربردی حاضر ارزیابی ریسک حریق با استفاده از روش ارزیابی ریسک ارتش ایالاتمتحده آمریکا ( MIL-STD-۸۸۲ ) صورت گرفت. برای کلیه آزمایشگاهها سامانه کشف و اعلام حریق طراحی گردید و سپس یک سامانه اطفاء حریق ثابت خودکار طراحی گردید.
یافتهها: بر اساس نتایج این مطالعه آزمایشگاههای شیمی آب و فاضلاب (۲۵/۸۱) و عوامل فیزیکی (۵/۶۲) به ترتیب بیشترین و کمترین درصد ریسک حریق را دارا بودند. بر طبق محاسبات و با در نظر گرفتن عوامل فنی، سامانه کشف مبتنی بر کاشفهای دودی فتوالکتریک و حرارتی نرخ افزایشی و سامانه خاموشکننده بر مبنای CO۲ در این مکانها طراحی گردید.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن ریسک حریق در آزمایشگاهها و ویژگیهای خاص این واحدها بهترین راهکار کنترلی حفاظت در برابر حریق طراحی و بهکارگیری سامانه کشف، اعلام و اطفا، حریق خودکار بود که مناسبترین روش اطفاء حریق برای چنین مکانهایی سامانه مبتنی بر ماده خاموشکننده دیاکسید کربن ( CO۲ ) است.
زینب بارونی زاده، مجید معتمدزاده، رستم گلمحمدی، شاهین کسرایی، جواد فردمال،
دوره ۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۳ )
چکیده
زمینه وهدف: شیوع بالای دردهای اسکلتی عضلانی در دندانپزشکان، اهمیت بررسی شرایط کار در این حرفه را، به منظور کاهش اختلالات اسکلتی عضلانی نشان میدهد. هدف از این مطالعه تعیین فشار وضعیتی وارده به اندامهای فوقانی با استفاده از روش ماکرو پوسچرال LUBA و بررسی شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی است.
روش بررسی: این مطالعه بر روی ۳۰ نفر دستیار تخصصی دانشکده دندانپزشکی همدان انجام گرفت. به منظور تعیین شاخص فشار وضعیتی از روش LUBA و برای بررسی شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی از پرسشنامه نوردیک استفاده گردید. نتایج حاصل از ارزیابی توسط SPSS نسخه ۱۶ مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میزان شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در گردن (۳/۶۳%)، کمر (۳/۴۳%)، پشت (۳۰%)، زانو (۲۰%)، شانه (۳/۱۳%)، مچ (۱۰%)، پاها (۱۰%)، آرنج (۷/۶%) و ران (۰%) بود. حداکثر شاخص فشار وضعیتی زنان ۲۳ بود که نسبت به مردان با شاخص فشار وضعیتی ۲۱، مقدار بیشتری است. ۵۰% دندانپزشکان در گروه ۳، ۳۳% دندانپزشکان در گروه ۴ و ۷/۱۶% در گروه ۲ از سطح اقدامات اصلاحی بودند. بین متغیرهای دموگرافیک و وجود اختلالات اسکلتی عضلانی، ارتباط معنیداری وجود نداشت، همچنین بین شاخص فشار وضعیتی و وجود درد در اندام فوقانی نیز ارتباط معنیداری وجود نداشت (۰/۰۵
value ).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه، مقادیر بالای شاخص فشار وضعیتی و شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در دندانپزشکان دانشگاه علوم پزشکی همدان را نشان داد. شاخص فشار وضعیتی زیاد، بیانگر سطح بالای ریسک خطر است که نیاز به اجرای مداخله و اقدامات اصلاحی فوری است
رستم گلمحمدی، مهتاب عزیزی، محسن علیآبادی، نجمه خلیلی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۳ )
چکیده
زمینه وهدف: شدت روشنایی کافی، دمای رنگ و شاخص تجلی رنگ مناسب و محدود کردن تابشهای خیرهکننده منابع روشنایی، به منظور تأمین روشنایی مطلوب ازجمله نیازهای شاغلین است که در طراحی سامانه روشنایی میبایست مورد توجه قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفههای اپتیکی لامپ های فلورسنت فشرده متداول است.
روش بررسی: در این مطالعه ۴۸ شعله لامپ فلورسنت فشرده موجود در بازار مصرف انتخاب و شدت روشنایی؛ درخشندگی، دمای رنگ و شاخص تجلی رنگ آنها با استفاده از دستگاههای کالیبره شده اندازه گیری گردید. شدت روشنایی عملیاتی هر لامپ با استفاده از لوکس متر مدل
INS-DX-۲۰۰ و میزان درخشندگی آنها با استفاده از دستگاه فتومتر Hagner- S۲ اندازه گیری گردید. سنجش کیفیت رنگ لامپها با استفاده از دستگاه اسپکترورادیومتر مدل Light Spex-۳ - Gretag Macbet h صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد مقدار شاخص تجلی رنگ لامپهای مورد مطالعه ۰۶/۰۶ ± ۸۳/۶۷٪ و دمای رنگ همبسته K ° ۴۲۱۲ ± ۱۶۶۸ است. نتایج آزمون آماری نشان داد که شدت روشنایی و درخشندگی همسان سازی شده در لامپ هایی با رنگ نور مهتابی و آفتابی اختلاف معناداری نداشتهاند (۰/۰۵> Pvalue). میزان شدت روشنایی لامپ های تولید سازندههای داخل و خارج اختلاف معنیداری داشته اند (۰/۰۱ >Pvalue). شدت روشنایی در لامپهای تولید داخل بیشتر از نوع تولید خارج بوده است.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این تحقیق با توجه به محدوده وسیع تغییرات کیفیت لامپهای موجود در بازار، پیشنهاد میگردد از لامپهای دارای سازنده معتبر استفاده شود. ازآنجاییکه میانگین شدت روشنایی لامپهای مورد بررسی حدود Lx/۱۰W ۵۴ در فاصله یک متری و Lx/۱۰W ۲۲ در فاصله ۲ متری بوده است، باید ملاحظات لازم در استفاده از آنها برای تأمین روشنایی عمومی و موضعی در نظر گرفته شود.
مجید معتمدزاده، معصومه توکلی، رستم گلمحمدی، عباس مقیم بیگی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۳ )
چکیده
زمینه وهدف: ارزیابی ریسک فاکتورهای فیزیکی مرتبط با اختلالات اسکلتی عضلانی با استفاده از روشهای مختلفی از جمله روشهای مشاهدهای انجام میگیرد . اعتبارسنجی این روشها در محیطهای کاری حائز اهمیت است. هدف از این مطالعه نیز بررسی پایایی چک لیست واشنگتن به عنوان یک ابزار مشاهدهای است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، ۵۰ کارگر شاغل در سه وظیفه شغلی در یک صنعت تولید تشک مورد بررسی قرار گرفت. چک لیست ارگونومی ایالت واشنگتن توسط گروه اول (افراد غیرمتخصص) و گروه دوم (متخصصین ارگونومی) برای وظایف شغلی تکمیل گردید. پس از ارزیابی، میزان توافق مشاهدهکنندگان با ضریب کاپا در نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: گروه اول مشاهدهکنندگان در مورد ریسک فاکتور اعمال نیرو به دست مربوط به چک لیست مشاغل منطقه احتیاط و پوسچر نامناسب مربوط به چک لیست مشاغل منطقه خطر توافق نظر نداشتند که ضریب کاپا به ترتیب ۰/۳۴۹، ۰/۳۶۰ و ۰/۸۴۷ بدست آمد. در گروه دوم مشاهدهکنندگان نیز درباره ریسک فاکتور پوسچر نامناسب و اعمال نیرو به دست، ضریب کاپا به ترتیب ۰/۸۴۷ و ۰/۷۱۹ محاسبه شد.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد پایایی این روش از طریق ضریب کاپای محاسبه شده بین ارزیابها در گروه اول ضعیف تا خوب، و در گروه دوم خوب تا عالی بوده است و با توجه به مقایسه دو گروه احتمال خطا وجود دارد که از علل آن میتوان غیراختصاصی بودن این ابزار و عدم مهارت لازم مشاهدهکنندگان را دانست.
رستم گلمحمدی، حمیرا علی زاده، مجید معتمدزاده، علیرضا سلطانیان،
دوره ۱، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۳ )
چکیده
زمینه وهدف: تأمین روشنایی مطلوب در محیط کار علاوه بر حفظ سلامت بینایی شاغلین در تأمین ایمنی و ارگونومی بصری نقش داشته و افزایش کارایی و کیفیت محصول را به دنبال دارد. مطالعه حاضر باهدف ارزیابی شدت روشنایی عمومی و موضعی کارگاههای قالیبافی شهرستان بیجار صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی، ۱۰۱کارگاه قالیبافی در شهرستان بیجار مورد بررسی قرار گرفت. شدت روشنایی عمومی در کارگاهها بر اساس الگوها و محاسبات توصیه شده انجمن مهندسین روشنایی IES با استفاده از نورسنج Hagner EC۱ در ارتفاع ۷۶ سانتی متر از سطح زمین اندازهگیری شد. شدت روشنایی موضعی در سطح افق و در سطح قائم بافت اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۱۶ مورد تحلیل قرار گرفت .
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد شدت روشنایی کل کارگاههای مورد بررسی (۹/۴۵۸) ± ۵/۴۸۴ لوکس و شدت روشنایی مصنوعی (۹/۴۹) ± ۰/۸۰ لوکس است. متوسط شدت روشنایی کل، طبیعی، مصنوعی به ترتیب در ۶/۳۹ درصد، ۴/۵۷ درصد و ۱۰۰ درصد از کارگاهها کمتر از حد معیار ۳۰۰ لوکس بود. متوسط کمینه شدت روشنایی موضعی در سطح بافت در تمام کارگاهها نیز کمتر از ۵۰۰ لوکس بوده است .
نتیجهگیری: حدود ۶۰ ٪ از کارگاهها در ساعات میانی روز دارای متوسط شدت روشنایی عمومی کل مطابق با حد توصیه می باشند. لیکن شدت روشنایی مصنوعی عمومی و موضعی کارگاهها به دلیل ناکافی بودن منابع روشنایی نامناسب است. بنابراین ضروری است با اصلاح نواقص سامانه روشنایی مصنوعی در این کارگاهها شدت روشنایی مصنوعی عمومی و موضعی بهبود یابد .
تریفه نظامی، رستم گلمحمدی، محسن علی آبادی، علیرضا سلطانیان،
دوره ۱، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۳ )
چکیده
زمینه و هدف: صدا یکی از عوامل زیان آور محیطهای کاری میباشد که علاوه بر مشکلات جسمانی اثرات سوء فراوانی بر سلامت روان افراد را به دنبال دارد. دفاتر باز اداری از جمله بانکها تحت تأثیر منابع آلودگی صدا قرار دارند که میتواند از جنبه بهداشتی و آسایشی بر کارمندان تأثیر منفی داشته باشد. این مطالعه با هدف شناسایی منابع آلودگی صدا در بانکها و تعیین شاخص های آسایش صوتی در بین کارکنان آنها بود.
روش بررسی: تراز فشار صوت در شبکه فرکانسی A در بانکهای مورد مطالعه اندازهگیری شد. شاخص منحنی صدای ترجیح داده شده PNC) ) و تراز تداخل با مکالمه (SIL) محاسبه در بانک ها تعیین گردید. برای بررسی میزان شیوع آزار صوتی، تحریکات ناشی از آن و بیان وضعیت وضوح گفتار پرسشنامه استاندارد شدهای با ضریب پایایی ۸۸/. در بین ۱۷۵ نفر از کارمندان توزیع و تکمیل گردید.
یافتهها: میانگین تراز فشار صوت در داخل بانک ها برابر ۱۱/۶۴ دسی بل بود. مقادیر میانگین شاخص تراز تداخل مکالمه، ۹۳/۵۴ دسی یل و شاخص منحنی صدای ترجیح داده شده در حالت فعال و غیر فعال بودن بانک به ترتیب برابر با ۱۷/۵۸ و۲/۴۸ دسی بل محاسبه گردید. بنا به اظهارات کارمندان، منبع اصلی مولد آلودگی صوتی همهمه افراد داخل سالن بوده که منجر به کاهش تمرکز و سختی درک صحبتها میشود.
نتیجهگیری: ماهیت صدا در بانک های از جنس صدای با فرکانس پایین می باشد. شاخص های PNC و SIL می توانند به نحو مطلوبی برای بیان وضعیت آکوستیکی و طراحی مداخلات به منظور بهبود وضعیت آکوستیکی دفاتر باز اداری بانک ها به کار روند
جواد ترکمان، مجید معتمدزاده، رستم گلمحمدی، قدرت اله روشنایی،
دوره ۲، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی عضلانی مرتبط با کار یکی از بزرگترین نگرانی های بهداشت حرفه ای امروز است. هدف این مطالعه ارزیابی ریسک فاکتورهای اختلالات اسکلتی عضلانی با استفاده از روش تحلیل وظایف تکراری ART و اجرای برنامه مداخله ارگونومی و تاثیر آنها برکاهش سطح ریسک بود.
مواد و روش ها: در این مطالعه مداخلهای۶۰ نفر از کارگران خط تولید به طور تصادفی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه دموگرافیک و با روش تحلیل وظایف تکراری ART از کارگران گردآوری شدند. در ایستگاه کاری ۳۹ نفر از کارگران مداخله انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار spss تحلیل شد.
یافته ها: ارزیابی اولیه نشان داد که (۷/۲۱%) در سطح پایین ریسک، (۳/۴۸%) در سطح متوسط ریسک و (۳۰%) در سطح ریسک بالا قرار داشتند. بعد از انجام مداخلات، ارزیابی مجدد انجام شد. فراوانی افراد در سطح ریسک پایین قبل از مداخلات ارگونومی (۷۰/۳۰%) بود و بعد از انجام مداخلات به (۸۵/۵۳%) افزایش پیدا کرد. فراوانی افراد در سطح ریسک متوسط قبل از مداخلات ارگونومی (۱۰/۶۴%) بود و بعد از انجام مداخلات به (۵۹/۴۳%) کاهش یافت. و فراوانی افراد در سطح ریسک بالا قبل از مداخلات ارگونومی (۲/۵%) بود بعد از انجام مداخلات به (۵۶/۲%) تغییر یافت و تفاوت معنادار بودن مداخله مشاهده شد (۰۵/۰< Pvalue ).
نتیجه گیری: سطح ریسک ارزیابی اولیه ارگونومیکی اکثر فعالیت ها در سطح قابل قبولی نیست و بیشتر افراد در سطح خطر متوسط قرار داشتند. با توجه به این نکته که در صنعت مونتاژ کشور کارگران بسیاری از اختلالات اسکلتی عضلانی رنج می برند، با اقدامات کنترلی مدیریتی و مهندسی کم هزینه می توان سطح خطر را کاهش داد.
مجید معتمدزاده، رستم گلمحمدی، علیرضا سلطانیان، رباب چنگ،
دوره ۲، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی ریسک فاکتورهای مربوط به فعالیت دستها و اثر تلفیقی ریسک فاکتورها در ایجاد عوارض اسکلتی عضلانی اندامهای فوقانی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهای ۲۴ مرد و ۶ زن مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی فراوانی اختلالات اسکلتی -عضلانی از روش نقشه بدن و برای تعیین سطوح ریسک از روش حد آستانه مجاز سطح فعالیت دستها استفاده شد. تمامی آزمونها در سطح معنیداری کمتر از۰۵/۰ آنالیز شدند.
یافته ها: نتایج نشان میدهد که قبل از مداخله برای دست راست ۷ نفر در سطح ریسک کمتر از ۵۶/۰(ناحیه ایمن) و ۱۰ نفر در سطح ریسک ۷۸/.-۵۶/. (ناحیه احتیاط) و ۱۳ نفر هم در سطح ریسک بالاتر از ۷۸/. (ناحیه خطر) قرار داشتند؛ اما بعد از مداخله ۲۷ نفر در سطح ریسک کمتر از ۵۶/. و ۲ نفر در سطح ریسک ۷۸/.-۵۶/. و ا نفر در سطح ریسک بالاتر از ۷۸/. قرار گرفتند؛ و نتایج قبل از مداخله برای سمت چپ نشان میدهد که ۵ نفر از کارکنان در سطح ریسک کمتر از ۵۶ /. و ۱۲ نفر در سطح ریسک ۷۸/.-۵۶/. و ۱۳ نفر در سطح ریسک بالاتر از ۷۸/. قرار داشتند اما بعد از مداخله ۲۸ نفر در سطح ریسک کمتر از ۵۶/. و ۱ نفر در سطح ریسک ۷۸/.-۵۶/. و ۱ نفر در سطح ریسک بالاتر از ۷۸/. قرار گرفتند.
نتیجه گیری: با ارزیابی ریسک فاکتورهای ایجادکننده اختلالات اسکلتی عضلانی میتوان از طریق مداخلات فنی، مدیریتی و آموزشی ریسک ابتلا به اختلالات اسکلتی عضلانی را کاهش داد.
مهدی حجتی، رستم گلمحمدی، محسن علی ابادی،
دوره ۲، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده
مقدمه: فولادسازی یکی از صنایع مهم هر کشور میباشد. آلودگی صدا در صنایع فولادسازی به علت وجود تجهیزات مولد صدای زیانآور همچون کوره قوس الکتریکی به عنوان یک معضل بهداشتی محسوب میشود. شناخت الگوی مواجهه میتواند به اهداف کنترل صدای شغلی کمک نماید. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی صدا در واحدهای مختلف یک صنعت فولاد به منظور تعیین الگوی مواجهه کارگران آن بوده است.
روش کار: این مطالعه توصیفی - تحلیلی و مقطعی در واحدهای مختلف یک صنعت فولاد با توجه به اطلاعات اولیه از نظر وجود آلودگی صدا انجام گردید. توزیع صدای محیطی مطابق با استاندارد ISO ۹۶۱۲ و با استفاده از دستگاه تراز سنج Casella –Cel مدل ۴۵۰ در شبکه A و در سرعت Slow اندازهگیری و دادهها جهت تهیه نقشه صوتی در نرمافزار Surfer V,۱۰ وارد گردید. آنالیز فرکانس یک اکتاوباند همزمان با اندازهگیری محیطی در شبکه C انجام گردید. دادههای آنالیز فرکانس جهت تهیه نمودار وارد نرمافزار Excel ۲۰۱۰ گردید. در فاز سوم مطالعه از دستگاه دزیمتر مدل TES ۱۳۴۵ برای اندازهگیری مواجهه فردی استفاده گردید.
یافتهها: نتایج ارزیابی صدای محیطی نشان داد ۵۶% از مجموع ایستگاههای اندازهگیری در محدوده خطر بود. بیشترین تراز صدا مطابق با نقشه صوتی در محوطه کوره قوس الکتریکی و کوره پاتیلی به ترتیب برابر با dB(A) ۲/۱۱۲ و dB(A) ۹۷ ثبت شد. میانگین دز دریافتی در ۳ گروه شغلی نظافتچی صنعتی، ذوبچی و ریختهگری به ترتیب برابر با ۲۱۳۳ %، ۵۱۴%، ۵۷۷% بود. فرکانس غالب صدای واحد کوره قوس الکتریکی و کوره پاتیلی به ترتیب در دو فرکانس مرکزی Hz ۱۲۵ و Hz۲۵۰ ثبت گردید.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج ارزیابی مواجهه فردی با صدای شغلی واحدهای مورد مطالعه این صنعت معلوم گردید که اغلب شاغلین در معرض صدای پیوسته با فرکانس غالب کمتر از ۵۰۰ هرتز قرار داشتهاند و تجهیزات حفاظت فردی نیز در این محدوده کارایی چندانی ندارد و با توجه به دز دریافتی صدا بیش از ۵۰۰% و عدم امکان کاهش زمان مواجهه، طرح کنترل فنی باید در اولویت اقدامات صنعت قرار گیرد.
رستم گلمحمدی، کیوان ساعدپناه، بهروز رمضانی، محمد کوهسار معینی،
دوره ۲، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی صوتی بر فیزیولوژیی بدن، کارایی و بر روی سیستم شنوایی تاثیر منفی میگذارد. هدف از این مطالعه ارزیابی عملکرد روش غربالگری صدا جهت برآورد ریسک صدا در کارگاه های کوچک سطح شهر همدان می باشد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی- تحلیلی می باشد که در ۲۲ کارگاه بالای ۲۰ نفر در همدان انجام پذیرفت. ابتدا غربالگری صدا توسط فرم غربالگری انجام شد. در مرحله بعد اندازه گیری صدا با روش شبکه ای منظم از صدا سنج مدلSL ۴۰۰۱ استفاده گردید. تراز معادل صوت برای هرکدام از گروه ها بر اساس استاندارد ISO ۹۶۱۲ اندازه گیری گردید. جهت آنالیز داده ها از آزمون های پیرسون و رگرسیون خطی استفاده شد.
یافته ها: تراز فشار صوت کارگاههای مورد مطالعه ۲۷۷/۷ ± ۱۲/۸۰ دسیبل و میانگین نمره حاصل از فرم غربالگری ۹۶۴/۸± ۵۰/۶۰ بدست آمد. بین نمره فرم غربالگری و اندازه گیری تراز فشار صوت رابطه معنی داری وجود داشت (۰۴۶/۰ p<). درصد کارگران در معرض خطر و در محدوده ایمن به ترتیب ۳۲/۲۹ و ۶۳/۳ بدست آمد، بیشترین درصد مربوط به کارگران در محدوده احتیاط ۰۴/۶۷ بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که انطباق مناسبی در نتایج ارزیابی صدای کارگاههای بالای ۲۰ نفر با دو روش اندازهگیری تراز فشار صوت تراز سنج صوت و استفاده از فرم غربالگری صدا وجود داشته و استفاده از این روش جهت شناسایی کارگاههای که احتمال آلودگی صوتی در آنها وجود دارد موثر است.
رویا بیات، محسن علی آبادی، رستم گلمحمدی، مسعود شفیعی مطلق،
دوره ۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه :کارگران شاغل در کارگاه های سنگبری در معرض مواجهه با ارتعاش دست و بازو و عوارض ناشی از آن قراردارند. هدف از این مطالعه ارزیابی مواجهه با ارتعاش دست و بازو و اثرات بهداشتی آن در کارگران شاغل درکارگاه های سنگبری می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی۴۰نفر ازکارگران سنگبری های شهر همدان که با دستگاه های برش سنگ کار می کردند، مورد بررسی قرار گرفت. اندازه گیری مواجهه با ارتعاش دست و بازو مطابق با روش استاندارد۵۳۴۹ISO انجام گرفت. علایم مرتبط با بروز سندرم ارتعاش دست و بازو با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد شتاب معادل ۸ ساعته مواجهه با ارتعاش دست و بازو کارگران سنگبری بالاتر از حد مجاز مواجهه کشوری قراردارد (۰۵/۰>pv). بیشترین میانگین شتاب ارتعاش دست و بازو در محور Z تعیین گردید. بین میانگین شتاب ارتعاش دست و بازو ناشی از دستگاه های برش عرضی و برش طولی اختلاف معنادار مشاهده گردید(۰۵/۰>pv).
نتیجه گیری:با توجه به بالا بودن سطح مواجهه شغلی کارگران از حد مجاز مواجهه شغلی ، آموزش مراقبت های بهداشتی ،عدم استعمال دخانیات و استفاده از دستکش ضد ارتعاش، چرخش های کاری می تواند بر کاهش ریسک بروز اثرات بهداشتی موثر باشد. علاوه بر این ردیابی اثرات بهداشتی مرتبط با ارتعاش با استفاده از آزمون های غربالگری در کارگاه های سنگبری ضروری به نظر می رسد.
رستم گلمحمدی، اعظم بیابانی، داود شورچه، محمد یاری،
دوره ۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه: تعیین صحت مندرجات کاتالوگ گوشیهای حفاظتی و تعیین کارایی گوشیهایی که فاقد شناسنامه فنی هستند یکی از چالش های مهم کارشناسان بهداشت حرفهای صنایع جهت قضاوت در خصوص تاثیر این حفاظها در کاهش سطح مواجهه شغلی کارگران با صدا محسوب می گردد. هدف از مطالعه حاضر طراحی یک آداپتور آزمون حفاظهای شنوایی و آزمایش آن جهت تعیین میزان کاهندگی آنها می باشد.
روش بررسی: در فاز اول این مطالعه با استناد به استاندارد ۳-۴۸۶۹ ISO و با استفاده از مصالح مناسب آداپتور آزمون وسایل حفاظت شنوایی ساخته شد و در مرحله بعدی آزمایش روی۳۰ نمونه شامل ۴ نوع حفاظ رو گوشی و ۲ نوع حفاظ توگوشی وارداتی دارای شناسنامه فنی در محیط واقعی صنایع شیشه و جالیز همدان انجام گردید و نتایج آزمون عملیاتی کارایی حفاظها با روش محاسباتی مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از آزمایش حفاظ شنوایی وارداتی شناسنامه دار در محیط واقعی صنایع و مقایسه با نتایج محاسبات روش اکتاوباند، کارایی یونیت ساخته شده را به خوبی نشان داده است، به طوری که میانگین افت انتقال عملیاتی اندازهگیری شده و میانگین افت محاسباتی آنها به ترتیب برای حفاظ های روگوشی ۳/۹ ،۸/۸ دسیبل و برای حفاظ های توگوشی ۳/۹ ،۲/۱۱دسیبل بوده است. مقایسه میانگینها از طریق آزمون آماری، اختلاف معنی داری را بین مقادیر نشان نداد (۰۵/۰ P >).
نتیجه گیری: نتایج آزمایش یونیت طراحی شده، برای انواعی از حفاظهای شنوایی وارداتی موجود در داخل کشور نشان داد که ابزار مناسبی برای آزمون انواع حفاظهای شنوایی در محیط استفاده می باشد.
اعظم بیابانی، محسن علی آبادی، رستم گلمحمدی،
دوره ۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه: یکی از روش های توصیه شده جهت ارزیابی کارایی وسایل حفاظت شنوایی استفاده از مانکن سر مطابق استاندارد۳-۴۸۶۹ است. هدف از این مطالعه ارزیابی عملکرد آکوستیکی مانکن سر طراحی شده جهت استفاده در آزمون های تعیین قدرت کاهندگی صدای وسایل حفاظت شنوایی در شرایط آزمایشگاهی میباشد.
روش بررسی: دراین مطالعه توصیفی تحلیلی ابتدا قدرت کاهندگی صدای پنج مدل گوشی ایرماف رایج در صنایع کشور برمبنای روش میکروفن داخل گوش طبق استاندارد ISO۱۱۹۰۴-۱ توسط دستگاه دزیمتر SV۱۰۲ شرکتSVANTEKمجهز به میکروفن SV ۲۵ قابل نصب داخل گوش در شرایط آزمایشگاهی روی ۳۰ نفر تعیین گردید. همچنین قدرت کاهندگی گوشی های مذکور با استفاده از مانکن آکوستیکی سر مطابق استاندارد تعیین گردید. داده ها توسط نرم افزار SPSS ۲۱ مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد نسبت قدرت کاهندگی واقعی صدای گوشی ها به کاهندگی اسمی با بررسی روی افراد در محدوده بین ۵۹% الی ۹۴% قرار دارد. این نسبت برای گوشی های مذکور روی مانکن سر بین ۶۴%الی ۹۲% قرار داشت. نتایج آزمون آماری نشان داد بین میانگین کاهندگی صدای گوشی ها روی افراد به عنوان نمونه واقعی و مانکن سر اختلاف معنی داری وجود ندارد (۰۵/۰ p> ).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد تعیین قدرت کاهندگی صدای گوشی ها توسط مانکن سر از صحت کافی در مقایسه با نمونه های واقعی برخوردار است. لذا برای محیط هایی که امکان آزمون کارایی گوشی ها بر روی نمونه واقعی وجود ندارد و همچنین جهت کنترل کیفیت تولید در شرکت های سازنده گوشی، استفاده از مانکن سر گزینه مطلوبی است.
محسن علی آبادی، رستم گلمحمدی، محمد علیایی، رضا شهیدی،
دوره ۳، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه: در سطح کشور اطلاعات معتبری در خصوص ارزش آکوستیکی مصالح جهت استفاده در محیط های اداری و صنعتی وجود ندارند. هدف از انجام این پژوهش مطالعه خصوصیات جذب صوتی مواد و تدوین بانک داده های آکوستیکی است.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی مقطعی تعداد حداقل ۶۰ نمونه از مواد ساختمانی و مواد آکوستیکی مورد آزمایش قرار گرفت. در این مطالعه جهت اندازه گیری ضریب جذب صوتی مواد از لوله امپدانس مدل SW۲۶۰ شرکت BSWA مطابق با استاندارد ISO ۱۰۵۳۴ و میکروفن یک چهارم اینچ مدل MPA۴۱۶ و آمپلی فایرمدل PA۵۰ در محدوده فرکانسی ۱۲۵ الی ۶۳۰۰ هرتز استفاده گردید. نتایج بدست آمده با استفاده از نرم افزار Excel ۲۰۱۳ مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نتایج اندازه گیری ضریب جذب صوتی انواع مواد و مصالح موجود در کشور بر مبنای فرکانس های یک اکتاوباند ارائه گردید. نتایج نشان داد با افزایش ضخامت فوم های پایه شیمیایی ضریب جذب صوتی افزایش می یابد. با این حال تاثیر دانسیته جاذب بر افزایش ضریب جذب در مقایسه با اثر ضخامت جاذب بسیار ناچیز است. فوم پلی یورتان در مقایسه با فوم پلی اتیلن کارایی بسیار بالاتری از لحاظ جذب صوتی داشت.
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج ارائه شده، متخصصین آکوستیک می توانند ارزیابی قابل اطمینان تری از شرایط آکوستیکی محیط های اداری و صنعتی در فاز طراحی یا بهره برداری داشته باشند. نتایج تایید نمود ضخامت ماده جاذب به عنوان یک فاکتور تعیین کننده در کارایی جذب صوت به ویژه در خصوص جاذب های با کارایی بالا از جمله فوم های پایه شیمیایی است.
رستم گلمحمدی، زهرا چهاردولی، مجید معتمدزاده طرقبه، مریم فرهادیان،
دوره ۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف: کار طولانی، ابزار نامناسب و غیراستاندارد و نیز نور ناکافی محیط، از جمله عوامل ایجاد وضعیتهای ناراحتکننده کاری در آرایشگران است. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی روشنایی عمومی و موضعی و بررسی ارتباط آن با وضعیتهای اﻧﺠﺎم ﮐﺎر ﺑﻪ روش REBAدر آرایشگاههای زنانه شهر همدان انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در ۵۰ آرایشگاه زنانه با وجود ۱۰۰ زن شاغل، و به صورت مقطعی انجام شد. جهت اندازهگیری شدت روشنایی عمومی و موضعی از نورسنج مدل Hagner ECI و برای بررسی وضعیتهای انجام کار از روش ارزیابی سریع کل بدن (REBA) استفاده شد. دادههای مطالعه توسط نرمافزار آماری SPSS ۲۱ تحلیل شد.
یافتهها: شدت روشنایی عمومی (۷۲%) و شدت روشنایی موضعی (۹۷%)، اکثر آرایشگاهها کمتر از حد الزامی بود. طبق نتایج ارزیابی پوسچر روش (REBA)، ۲۶% افراد در معرض ریسک بالا و ۵/۱۲% در معرض ریسک بسیار بالا قرار داشتند. آزمون ANOVA ارتباط بین شدت روشنایی عمومی و نمره ریسک پوسچر افراد برای فعالیتهای پیرایش ابرو و صورت را تایید نمود (۰۵/۰ > P).
نتیجهگیری: در اکثر آرایشگاهها شدت روشنایی عمومی و موضعی از حد مجاز (الزام) کشوری کمتر، و دارای وضعیت نامناسبی از لحاظ کمی و کیفی بود. از طرفی با توجه به سطح خطر ارگونومیک بدست آمده، لازم است ضمن توجه به اصلاح سیستم روشنایی مصنوعی این اماکن، آموزشهای کافی جهت پیشگیری از اختلالات ارگونومیک مرتبط با آن در آرایشگران مدنظر قرار گیرد.
کیوان ساعدپناه، محسن علی آبادی، مجید معتمد زاده، رستم گلمحمدی،
دوره ۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه: مواجهه مدوام با سرما یک عامل مخاطره آمیز در محیط های کاری در فصول سرد است. این مطالعه با هدف ارزیابی شاخص های استرس سرمایی و ارتباط آن با پاسخ های فیزیولوژیکی بدن شاغلین مکانیک خودرو در فصول سرد صورت گرفت.
روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی در زمستان ۱۳۹۵ بر روی ۵۰ نفر از شاغلین مکانیک خودرو شهر همدان انجام شد. روش انتخاب و نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. پاسخ های فیزیولوژیک بدن در حین انجام فعالیت روزانه مطابق با روش استاندارد ۹۸۸۶ISO اندازه گیری شد. جهت اندازه گیری میزان درصد چربی بدن از کالیپر مدل ۰۱۱۲۸ استفاده شد. همچنین مقاومت حرارتی لباس کارگران برحسب کلو نیز با استفاده از استاندارد ۹۹۲۰ISO تعیین شد. پارامتر های محیطی هوا از جمله دمای خشک و سرعت جریان هوا نیز به طور همزمان اندازه گیری گردید. براساس پارامترهای محیطی شاخص های استرس سرمایی از جمله شاخص خنک کنندگی باد و دمای معادل خنک کنندگی تعیین شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار۲۱ SPSS صورت گرفت.
یافته ها: در محیط کار شاغلین مکانیک میانگین شاخص خنک کنندگی باد ۴۷/۶۷۹ ± ۴۸۹/۹۷ کیلوکالری بر مترمربع در ساعت، دمای معادل خنک کنندگی ۱/۸۶۹ ± ۱۳/۷۸ درجه سانتی گراد و شاخص حداقل عایق مورد نیاز ۰/۲۴۶ ± ۲/۰۴ کلو بدست آمد. با توجه به نتایج شاخص های استرس سرمایی، شاغلین در مواجهه با استرس سرمایی قرار دارند. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین شاخص های استرس سرمایی با پاسخ های فیزیولوژیکی بدن شاغلین رابطه معنی داری وجود دارد (۰/۰۵P<)، با توجه به ضریب همبستگی بین شاخص های استرس سرمایی با پاسخ های فیزیولوژیک، شاخص حداقل عایق لباس مورد نیاز بالاترین همبستگی را با پاسخ های فیزیولوژیک بدن شاغلین نشان داد. بین درصد چربی بدن شاغلین با دمای عمقی بدن نیز رابطه مستقیم و معناداری وجود داشت (۰/۳۱۴ r= , ۰/۰۵P<).
نتیجه گیری: نتایج تایید نمود شاخص حداقل عایق لباس مورد نیاز دارای قابلیت اطمینان بیشتری برای تعیین سطح استرس سرمایی در بین شاغلین مکانیک خودرو است. علاوه براین درصد چربی بیشتر بدن منجر به افزایش قدرت تحمل سرمای شاغلین شده است.
جلیل درخشان، محمد بابامیری، رستم گلمحمدی، مجید معتمدزاده، مریم فرهادیان،
دوره ۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه: صدای فرکانس کم از مهمترین منابع مولد صدا در محیط است، برخی از تفاوتهای فردی مانند برونگرایی، روان رنجور خوئی و حساسیت به صدا فاکتورهای موثر در تاثیر صدا بر عملکردهای شناختی هستند. هدف این تحقیق بررسی اثر تیپ شخصیتی (درونگرایی/ برونگرایی) بر عملکرد شناختی در حضور صدای فرکانس کم می باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مداخلهای میباشد. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان بودند که از میان آنها تعداد ۱۲۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند (۶۰ نفر برونگرا و ۶۰ نفر درونگرا) انتخاب و به مطالعه وارد شدند. با شبیه سازی محیط واقعی هر یک از افراد مورد مطالعه در ترازهای صوتی ۵۰، ۶۰ و ۷۰ دسی بل به مدت ۴۰ دقیقه در معرض مواجهه قرار گرفتند. در حین مواجهه با استفاده از آزمون عملکرد پیوسته دیداری شنیداری عملکردهای شناختی افراد مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که صدای فرکانس کم مولفههای عملکرد شناختی را به صورت منفی تحت تاثیر قرار میدهد و با افزایش تراز فشار صوت از ۵۰ به ۷۰ دسی بل عملکردهای شناختی کاهش مییابند(p<۰/۰۵). بررسی اثر تیپ شخصیتی (درونگرایی/ برونگرایی) و جنسیت افراد نشان داد که در درونگراها و زنان عملکردهای شناختی بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرند(p<۰/۰۵).
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تراز فشار صوت صدای فرکانس کم اثرات متفاوتی را بر پارامترهای عملکرد شناختی افراد برونگرا و درونگرا دارد، و این تاثیر منفی در افراد درونگرا به صدای فرکانس کم بیشتر است، همچنین ارتباط معناداری را بین صدا و جنس نشان داد.
شیوا سوری، رستم گلمحمدی،
دوره ۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه: افزایش مشارکت زنان در بازار کار یکی از مهمترین پدیده های اجتماعی جهان است. در حال حاضر در کشورهای در حال توسعه تعداد مادران باردار شاغل در صنایع، قابل توجه می باشد لذا مسائل مربوط به عوامل زیان آور شغلی زنان مهم می باشد. این مطالعه، مقالاتی را که به بررسی عوارض مواجهه با صدای شغلی در بین زنان پرداخته بودند مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.
روش بررسی: داده های مورد نیاز از منابع و بانکهای اطلاعاتی الکترونیکی در دسترس، از طریق جستجوی کلید واژه های مواجهه شغلی، زنان، اثرات صدا و بارداری در بازه ی زمانی ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶، در پایگاه های اطلاعاتی بین المللی Science Direct ،Scopus, ISI،Pubmed و داخلی Iranmedex ، Magiran وSID بدست آمد.
یافته ها: بررسی مطالعات نشان داد که تفاوت هایی در بروز افت شنوایی و همچنین شرح وزوز گوش بین زنان و مردان وجود دارد. برخی مطالعات نشان داده اند که تاثیر صدا در زنان، به عنوان یک ریسک فاکتور بروز بیماری های ایسکمیک قلبی و تغییر در سطح کورتیزول پلاسمایی، به طور قابل توجهی بالاتر از مردان است. همچنین مواجهه با صدا در دوران بارداری، با تغییر در سیستم غدد درون ریز مادر می تواند باعث کاهش رشد جنین شده و نیز ممکن است باعث افت شنوایی در نوزاد بعد از تولد شود. افزایش فشار خون ، بروز قاعدگی دردناک، اختلالات هورمونی و کاهش باروری از دیگر عوارض مواجهه زنان با صدا می باشد.
نتیجه گیری: مواجهه زنان با صدای شغلی علاوه بر افت شنوایی و اثرات فیزیولوژیک اثرات اختصاصی نیز دارد که برای زنان در همه شرایط و بخصوص دوران بارداری می تواند عواقب بیشتری نسبت به مردان داشته باشد، لذا توجه به ویژگیهای فیزیولوژیک و حتی روانی زنان خصوصا زنان باردار در برنامه پایش سلامت شغلی و معاینات ادواری ضروری میباشد.
رستم گلمحمدی، فروغ معزز، محسن علی آبادی،
دوره ۴، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه: کنترل آلودگی صدا در محیطهای بسته صنعتی اغلب مواجهه با محدودیتهای اجرایی و تامین منابع مالی است. اولویتبندی علمی یکی از راهکارهای مهم برای مدیریت کنترل صدا در این اماکن میباشد. هدف مطالعه حاضر تعیین شاخص اولویت بندی کنترل آلودگی صدای واحدهای خط تولید یک شرکت تایرسازی بوده است.
روش کار: ارزیابی محیطی صدا به منظور تعیین توزیع تراز فشار صوت براساس استاندارد ISO ۹۶۱۲ در واحدهای تولیدی شرکت انجام شد. شاخصی با استفاده از ۳ پارامتر تعداد افراد در معرض، زمان مواجهه و فاکتور وزنی متناظر با تراز فشار صوت تعریف و فرمول محاسباتی برای آن شاخص تدوین گردید. توزیع تراز فشار صوت در واحد با اولویت اول کنترل صدا با استفاده از نرم افزار Surfer V,۱۰ ترسیم گردید.
یافته ها: براساس نتایج اندازه گیری محیطی ۹/۲۲ % ایستگاه های اندازه گیری شده در ناحیه خطر و ۱/۷۷ % ناحیه احتیاط را شامل شده و هیچ محدوده ایمنی ثبت نگردید. محدوده تراز فشار صوت در واحدهای مورد بررسی dB(A) ۷/۱۰۴-۹/۶۹ بود. از بین ۱۱ واحد مورد بررسی، واحد پخت با ۲۰ نفر شاغل، بالاترین شاخص اولویت کنترل صدا (۳۶۹/۱) را به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق با استفاده از شاخص NCPI نشان داد که با استفاده از روش تلفیقی پارامترهای تأثیرگذار در آلودگی صدا می توان روش مطمئنی را برای اولویت بندی کنترل صدا در واحدهای مختلف یک مجموعه صنعتی ارائه نمود. نتایج این شاخص میتواند برای سایر مجموعههای صنعتی مشابه نیز مورد استفاده قرار گیرد.