دوره 2، شماره 4 - ( زمستان 1394 )                   جلد 2 شماره 4 صفحات 25-34 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


دانشگاه علوم پزشکی همدان ، motamedzade@yahoo.com
چکیده:   (2926 مشاهده)

مقدمه: خستگی ناحیه شانه از مهمترین فاکتورهای آغازگر اختلالات اسکلتی-عضلانی (Musculoskeletal Disorders: MSDs)  در اندام فوقانی است و در بین قالیبافان، شایعترین MSDها در این ناحیه به وقوع میپیوندد. هدف از این مطالعه یافتن تأثیر قالیبافی در ایستگاه کاری پیشنهادی بر خستگی عضله ذوزنقهای فوقانی (Upper Trapezius: UTr) طی یک چرخه وظایف شغلی است.

روش کار: در این مطالعه مقطعی 9 زن و 3 مرد مشارکت داشتند. طی 80 دقیقه قالیبافی در یک چرخه از وظایف قالیبافی، امواج الکترومایوگرافی (Electromyography: EMG) عضله UTr راست و چپ به طور پیوسته ثبت شد. پس از پردازش امواج، پارامترهای RMS و MPF به عنوان پارامترهای دامنه و طیف فرکانس امواج تعیین گردیدند. برای آنالیز آماری از روش مدل سریهای زمانی استفاده و نتایج در دستهبندیهای نمودار جاسا قرار گرفتند.

یافتهها: بر اساس روش جاسا در UTr راست، درصد افرادی که خستگی عضلانی، افزایش تولید نیرو، کاهش تولید نیرو و بازیابی را تجربه کرده بودند، به ترتیب برابر با 58%، 16%، 8% و 8% بودند. همچنین نقطه جاسا برای یک شرکتکننده بر روی محور x واقع شد. به همین ترتیب 50%، 25%، 8% و 16% قالیبافان در UTr چپ خود خستگی عضلانی، افزایش تولید نیرو، کاهش تولید نیرو و بازیابی را تجربه کرده بودند.

نتیجهگیری: به طور خلاصه یافتههای این مطالعه نشان داد بیشتر قالیبافان در ایستگاه کاری پیشنهادی، خستگی عضلانی را در عضله UTr تجربه کردند. اهمیت کاربردی این نتایج در طراحی بهینه و ارگونومیک ایستگاههای کاری قالیبافی مورد توجه میباشد. مطالعات آینده، باید بر دیگر عضلات و در بازههای زمانی بزرگتر تمرکز کنند.

متن کامل [PDF 938 kb]   (1854 دریافت)    
نوع مطالعه: مقاله پژوهشي | موضوع مقاله: ارگونومی